ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

65

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

سيستان كامرانى كردند و احمد بن محمد بن خلف بن ابو جعفر بن ليث كه در هرات با كمال پريشانى اوقات ميگذرانيد منظور نظر امير نصر بن احمد سامانى گرديده به حكومت سيستان رسيد و خلف بعد از پدر قايم‌مقام گرديد . خلف بن احمد به روايت ابن اثير نبيرهء دخترى عمرو بن ليث است و مادرش بانو نام داشت 31 و بعضى از مورخان او را نيز يعقوب مىنامند . و بديع همدانى در قصيدهء لاميه خود خلف را به هردو پادشاه يعنى يعقوب و عمرو نسبت كرده ، بر تقدير اين اقوال بايد كه پدر خلف احمد پسر يعقوب باشد ليكن جناب فضيلت‌پناهى مولانا معين الدين محمد اسفزارى در تاريخ هرات [ 29 ش ] نسب خلف را بدين موجب نوشته : خلف بن احمد بن محمد بن خلف بن ابى جعفر بن ليث بن فرقد بن سليمان بن كيخسرو بن اردشير بن قباد بن خسرو پرويز بن هرمز بن نوشيروان العادل . و خلف در زمان منصور بن نوح سامانى خروج نموده زمام دولت و ولايت نيمروز را به قبضهء قدرت خود درآورده و او پادشاهى بود به عدل و انصاف موصوف و بوفور علم و فضل معروف . و در باب تربيت علما و فضلا و رعايت صلحا و زهاد مساعى جميل به‌ظهور مىرسانيد و اصحاب شعر و انشاء از مزايد انعام و احسان او بهره‌ور بودند . اما باوجود اين صفات پسنديده ، به عدم رحم قلب مشهور بود ، به مثابه‌اى كه دو پسر خود عمرو و طاهر را در ايام حكومت به قتل رسانيد و بعضى از مورخان نوشته‌اند كه بدست خود مقتول نموده و خلف در زمان سنهء ثلث و خمسين و ثلثمايه به حج رفت و طاهر بن حسين را به نيابت خود گذاشته شربت رياست در مذاق او خوشگوار آمده بعد از مراجعت خلف او را در ولايت راه نداد و خلف به بخارا رفته از منصور بن نوح مدد خواسته با لشكر جرار روى به سيستان آورد . طاهر بن حسين به قلعه اسفزار گريخت و خلف به سيستان درآمد و لشكر ماوراء النهر بجاى خود معاودت نمودند . طاهر خبر مراجعت ايشان شنيده علم عزيمت بجانب سيستان برافراخته ، و خلف بار ديگر به بخارا رفت و مدد طلبيد . منصور طايفه‌اى از جنود خود به نصرت او مأمور فرمود . خلف مقضى المرام